ابراهيم عاملي ( موثق )

416

تفسير عاملي ( فارسي )

اى غلام كيستى تو و چه رسيد تو را كه چنين درمانده‌اى ؟ گفت : من پسر رفاعه‌ى انصاريم پدرم در احد كشته شد و خواهرى داشتم فرمان يافت و مادرم شوهر باز كرد و مرا براند . اكنون منم درمانده و بىكس و بينوا و از اين صعبتر مرا سرزنش اين كودكان است مصطفى از آن سخن وى درگرفت و آن درد دل وى به دو كار كرد و بگريست پس گفت : اى غلام انده مدار و ساكن باش كه اگر پدرت را بكشتند من كه محمّدم پدر توام و فاطمه خواهر تو و عايشه مادر تو كودك شاد شد و برخاست و آواز برآورد كه : اى كودكان اكنون مرا سرزنش مكنيد ( كه : پدر و مادر و خواهرم از اين كسان شما بهترند ) . آنگه مصطفى دست وى گرفت و بخانه‌ى فاطمه برد گفت : اى فاطمه اين فرزند ما است و برادر تو ، فاطمه برخاست و او را بنواخت و خرما پيش وى نهاد و روغن در سر وى ماليد و جامه‌اى در وى پوشيد و همچنين وى را بحجره‌هاى مادران مؤمنان بگردانيد و در ميان زنهاى پيغمبر زندگى ميكرد تا پيغمبر از دنيا رفت او خاك بر سر ميريخت و مىگفت : امروز يتيم شدم و مهاجر و انصار را بگريه درآورد . ابو بكر دستش را بگرفت و گفت : پسرك من از رفتن پيغمبر همه‌ى مسلمان مصيبت زده‌اند امّا امروز من پدر تو هستم و او را تا زنده بود سرپرستى ميكرد . * ( وَإِنْ تُخالِطُوهُمْ ) * - 219 تفسير برهان : ابو صباح كنانى گفت معنى اين جمله را ز امام صادق ( ع ) پرسيدم فرمود : از مال خودت باندازه‌ى كفايتت و از مال يتيم باندازه‌ى كفايتش جدا مىكنى و مصرف مىكنى ، عرض كردم ممكن است بچه‌ها كوچكتر و بزرگتر باشند و مصرف خوراكشان و لباسشان مختلف باشد . فرمود قيمت لباس هر كدام را فراخور حالش حساب كن و امّا تفاوت در خوراك مهمّ نيست چون ممكن است بچه باندازه‌ى بزرگ غذا بخورد و نيز عبد اللَّه بن يحياى كاهلى گفت : به حضرت صادق ع عرض كردم : ما ميرويم بنزد دوستان خود كه در خانه‌ى يتيم هستند و سرپرست او روى فرش آنها مىنشينيم و خدمتگذاران شان خدمت ما مىكنند از غذاى آنها ميخوريم تكليف ما چى است ؟ فرمود : اگر در رفتن شما بخانه‌ى يتيم بمنفعت او است باكى نيست و گر نه روا نيست .